وضعیت: «در حال تأیید»
غفرالله qafarallâh
(شبهجمله) عبارتی دعایی که معمولاً برای طلب بخشش و آمرزش درگذشتگان از خداوند به کار میرود ؛ غفر له(غالباً همراه مفعول خود به کار میرود که معمولاً ذنوب و گاهی فقط ضمیر است).
ق۶. میگوید خواجه امام ابومحمد عبدالله بن محمد بن ابیبکر القلانسی غفرالله له و والدیه که بعضی از دوستان و یاران از من درخواست کردند از آنچه مرا از علم معرفت و وعظ معلوم شده بود از کتب پراکنده و از پدرم ... بر طریق املا چیزی جمع کنم تا مر ایشان را فایده بوَد و مرا دعای خیر بماند (عبدالله قلانسی، ۱) ║ ق۷. ملک سعید اردشیر، غفرالله ذنوبه، آن موضع را باغی خرّم ساخته بود (ابن اسفندیار۱، ۱/۵۹) ║ ق۸. حاکی این حکایت و راوی این روایت یعنی ضیاء نخشبی غفرالله له و لوالدیه و احسن الیهما و الیه، چنین گوید ... (نخشبی۱، ۳) ║ ق۹. شخصی از اشعار مولانا عبید زاکانی غفرالله در بیان آورد. اهتزاز و بشاشت در باطنهای این طایفه پیدا گشت (صوفی هروی، ۷۱) ║ ق۱۰. چنین گوید فقیر محتاج الراجی الی رحمة الله الباریء درویش محمد بن دوستمحمد بخاری، غفرالله ذنوبهما و ستر عیوبهما ... (محمد بن دوستمحمد، ۳۵۸) ║ ق۱۲. این درویش ... میخواست در کلیات نیز چیزی بنویسد. حسب الاتّفاق، دوستی جانی که نزد فقیر قانونچه میخواند، باعث بر این معنی شده که همین را شرح کرده شود؛ چنانچه به عنایت سبحانی در آخر سلطنت عالمگیر غازی، غفرالله له، شروع در آن شد (ارزانی، ۳/۱۱۴۲) ║ ق۱۳. امّا بعد، چون معموری جهان به حیوان، و سبب حیات حیوان نبات بود، اقلّ حاج میرزا یوسف نوری، غفرالله له، در مقام تألیف و ترکیب این کتاب مفاتیح الارزاق برآمده، که مبتدی به بصیرت گراید و منتهی را شوق فزاید (نوری، ۱/۳۷) ║ ق۱۴. شاهزاده معزالدوله اسماعیل میرزا بن مرحوم بهرام میرزای معزالدوله بن ولیعهد مبرور عباس میرزا، غفرالله لهم، در شب جمعه، غرۀ جمادی الاول این سال، به سرای آخرت رحلت کرد (افضلالملک، ۴۳۵) ║ ۱۳۵۲ش. پورعلیزاده: غلط نکنم عمل نور چشمان بود. عمل عبد فقیر ضعیف الاحقر غلامرضا ابن میر محمدمهدی غفرالله ذنوبه (پزشکزاد۲، ۴۱)