فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

چالیک

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
چالیک ‎čâlik‎
(اسم) ۱. ← الک(و)دولک.
ق۷. چالیک باختن کجا و گوی دولت باختن کجا؟ (شمس تبریزی، ۲‏/۱۵۵‏)
۲. دو قطعه‌ چوب به نام الک و دولک که در بازی به همان نام به کار می‌رود.
۱۳۹۳ش. از تاریخچه اسباب‌بازی در ایران اطلاع چندانی در دست نیست. طبق آنچه از کتاب‌هایی مانند «داراب‌نامه» و سایر کتاب‌ها برمـی‌آیـد، اسـباب‌بـازی‌هـایی مانند دهل‌، بوق‌، گردونچه‌، اسب چوبی، فرفره، چالیک، جغجغه و عروسک در گذشته رایج بوده‌اند (فلسفی‌زاده- محمدزاده، فرهنگ مردم ایران، ش۳۸و۱۱۵/۳۹)

معنی چالیک | فرهنگ جامع زبان فارسی