فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

باباآدم

وضعیت: «تأییدشده»
باباآدم ‎bâbâ’âdam‎
(اسم) (گیاه‌شناسی) هریک از گیاهان علفی دوساله از تیرهٔ کاسنیان، با ساقه‌ای به ارتفاع یک تا دو متر، برگ‌های بزرگ و زبرِ قلبی‌شکل، گل‌های گرد و معمولاً صورتی‌رنگ رشته‌رشته و میوه‌ای به اندازهٔ فندق یا کمی بزرگ‌تر که پس از رسیدن و خشک شدن، تارهای خارمانندی در انتهای آن به وجود می‌آید. قسمت‌های مختلف این گیاه، به‌خصوص ریشهٔ دوکی‌شکل و قهوه‌ای‌رنگ آن کاربرد دارویی دارد ؛ آراقیطون؛ اراقیطون؛ ارقطون؛ ارقطیون؛ ارقیثون؛ ارقیطون؛ فیل‌گوش؛ مندوس.
۱۳۳۲ش. عزیزم ترا بخدا پاشو. ... وای ... خدا، این ریشهٔ باباآدم چیه تو سبیل‌هایت؟ (ابوالقاسم طاهری: یغما، ش۶۳‏/۲۶۲‏) ║ ۱۳۵۰ش. چه علف وحشتناکی است این برگ بابا‌آدم، حتی گاو هم بهش پوز نمی‌زند (شاملو۳، ۳۵۹) ║ ۱۳۷۷ش. سبزی بته‌های ریشۀ باباآدم و باقی گیاه‌های پربرگ زمین‌های باتلاقی ... چشم‌گیرتر بود (شاملو۱، ۳‏/۱۰۲۳‏) ║ ۱۳۹۶ش. مردم محلی بیشتر از برگ، گل، بذر، ریشه، ریزوم ... گیاهان استفاده می‌کنند. ... از جمله ... زنجبیل شامی، باباآدم و بسفایج (باقر خالقی و دیگران: دانش‌های بومی ایران، ش۴‏/۲۲۲‏)