وضعیت: «در حال تأیید»
زدودگی zodudegi, ze-
(اسم) ۱. زدوده (معنای یک. ۱).
ق۷. آن را باشد نزاری عاشق و زدودگی تیغ برّان و ساز جنگ و نرمی شاخ تر و تازه (مقامات حریری، ۵۱)
۲. زدوده (معنای یک. ۲).
ق۹. عطا سبب آلایش تست، و بلا موجب زدایش تو، آلایش عطا کرامت است ... و زدایش یلا اکرام ... چون بر سببِ آلودگی شُکر واجب آید، بر سبب پاکی و زدودگی به طریقِ اولی (معینالدین فراهی، ۲۵۴)
۳. (در مورد پوست بدن) ساییده و زخم شدن آن.
ق۱۲. هرگاه در گردن و پسِ گوش و کشِ ران و بغل به سبب خمها و شکنجها بدانند که عفونت و زدودگی پدید میآید، باید که برگ مورد ساییده و با گِل سرشوی ضم کرده، در تو[ی] خمها بپاشند تا جراحت نشود (ارزانی، ۳/۸۷۱)
۴. زدوده (معنای یک. ۴).
۱۳۸۳ش. اثر مهری در سمت چپ انجامه پاک شده ... این نوع زدودگیها اکثراً بهمنظورِ ازبین بردن سوابق مالکیت نسخه است و در تعیین یا تغییر قدمت نسخه چندان مؤثر نیست. (کاربرد معیارهای الاقدم اصح و یقین سابق و مشکل مدارک نیمهجعلی) (ابوالعلاء سودآور: نامۀ بهارستان، ش۹-۱۰/۵۰)