فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

گالیش

وضعیت: «در حال ویراستاری»
گالیش ‎gâliš‎ [گونۀ دیگرِ گالش]
⇐ گالش.
۱۳۶۸ش. بچه‌ها کف می‌زنند. این شادترین روز زندگی من است. از زیرِ نیمکت، پاهای سردم در گالیش لاستیکی می‌لرزد؛ اما سینه‌ام داغ است؛ داغ‌ داغ (درویشیان۱، ۲‏/۸۹۱‏)

معنی گالیش | فرهنگ جامع زبان فارسی