فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شاک‌السلاح

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شاک‌السلاح ‎šâkkosselâh‎
⇐ شاکی‌السلاح.
ق۸. سلطان از مرکب جدا شد و چون مکمل و شاک‌السلاح بود و سراپای در آهن به فضل آفریدگار آسیبی به اعضای همایون نرسید (عزیز استرآبادی، ۲۶۸) ║ ق۱۲. امیر ویس ... از سوءسلوک ولات آن ولایت، و شوک شوکت شکایک شاک‌السلاح ایشان شاکی ... به‌سوی اردوی پادشاهی شتافت (مهدی استرآبادی، ۱۲۳)

معنی شاک‌السلاح | فرهنگ جامع زبان فارسی