فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

گالشی

وضعیت: «در حال ویراستاری»
گالشی ‎gâleši, -oši‎
(صفت) (کفش) شبیه گالش.
۱۳۰۱ش. چادر سیاه او حالا به چادر رنگی از پارچه‌ای مانند جاجیم که زن‌های قمی بر سر داشتند تبدیل شده‌ بود و چاقچور گشادی به پای کرده و کفش پاشنه‌دار خود را به گالشی مبدل ساخته و سفید‌آب زیادی به صورت مالیده و سورمه به چشمان کشیده‌ بود (مشفق۱، ۱۴۲) ║ ۱۳۶۸ش. کفش‌های زنانه عبارت بود از ساده و طرح گالشی و صندل که زنان میانه‌سن و سالخوردگان می‌پوشیدند (شهری۲، ۲‏/۵۷۸‏)

معنی گالشی | فرهنگ جامع زبان فارسی