وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
بائو bâ’o [گونۀ دیگر: باهو]
(اسم) هر یک از قطعههای عمودی چهارچوب در و پنجره که پاسار به آن وصل میشود.
۱۳۳۸ش. سیدمیران پشت سر سلامی که کرد یک دقیقه شانهاش را به بائوی در تکیه داد و چون زیرچشمی دید که کسی در کوچه متوجه او نیست، دزدکی به پستوی دکان خزید (افغانی، ۱۲۱) ║ ۱۳۵۸ش. مدتها خود را به بائوی در سلول آویزان کردهبود؛ در سلولی که آدم بهقولِ بچهها برای اینکه خود را کنار رفیق پهلودستی جا کند به پاشنهکش احتیاج داشت هندوانه را همآغوش خود ساختهبود (یونسی، ۱۳)