وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
چوبسای čubsâi [گونۀ دیگرِ چوبساب]
⇐ چوبساب.
ق۵. اَلسَّفن: چوبسای (ادیب نطنزی۲، ۳۰) ║ ق۶. المِسْفَنُ: مَالَه، و سُوهان درشت، و چوبسای (کرمینی۱، ۱/۶۶۷) ║ ق۷. المِسحَلُ: خرک نژداغ و چوبسای و سوهان و آهن در زیر زنخ اسب بر پهنا و باران نیک و دهانۀ مَشک و داس و جَلّاد و ساقی نشیط و شجاع و رشتۀ یکتاه و جامۀ که از پنبه سازند و عزم صارم و زبان و گورهخر (تاج الاسامی، ۵۴۵) ║ ق۸. المِسفَن: چوبسای و مالۀ برزگر (زنجی، ۱/۳۴۲) ║ ق۹. خشونت ز پولاد مردآزمای/ به سوهان توان سود نی چوبسای (جامی۳، ۲/۴۷۳) ║ ق۱۰. آن تخته که به عاریت بند کردهاند بردارند و آن محل را سوراخ کنند و سوراخ گشادهتر باشد اندکی بهتر است و به چوبسای نیم دور آن را گشاده سازند (محمد حافظ، ۳۵)