فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

خوب‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
خوب‌سرشت ‎xubserešt‎
(صفت) ۱. (کسی یا چیزی) که ظاهری زیبا و دلنشین دارد.
ق۶. در گشادی و درشدی به بهشت/ دیدی آن نقش‌های خوب‌سرشت (نظامی۵، ۱۱۴) ║ ق۸. ماییم و می ناب و بتی خوب‌سرشت/ نه بیم ز دوزخ و نه امید بهشت (ابن یمین، ۶۴۳) ║ جفا ز مثل تو باور نمی‌کند دل من/ که خوی بد نتوان یافتن ز خوب‌سرشت (عماد فقیه۱، ۳۵) ║ ق۱۱. ماه نوی من تمام درهای بهشت/ مفتوح شده به رویت ای خوب‌سرشت (ملا محمدباقر: نصرآبادی۱، ۲‏/۷۶۶‏)
۲. (درمورد رای و نظر) که درست و پسندیده است.
ق۶. هرچه گفتی ز رای خوب‌سرشت/ خِردش بر نگین دل بنوشت (نظامی۵، ۱۲۵)

معنی خوب‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی