وضعیت: «در حال تأیید»
غفرانپناه qofrânpanâh [جمع: غفرانپناهان]
← مغفور۱.
ق۹. نعش غفرانپناه خاقان سعید را بدان صوب روانه ساخت (میرخواند، ۶/۷۵۴) ║ ق۱۰. از سن شریفش یک سال تمام گذشته بود که والد غفرانپناه او شاه صفدر ابوالولایه سلطان حیدر شربت شهادت چشید (قاضی میر احمد۱، ۱/۴۶) ║ ق۱۱. آن حضرت والارتبت خلاصۀ سادات صاحبسعادات شهرستانک دارالسلطنۀ اصفهان است و قرابت قریبه با نواب غفرانپناهان میرزا رضی و میرزا رفیع، صدور ممالک محروسه، داشته (مفید بافقی، ۳، ق۱/۹۰) ║ ق۱۲. احمد شاه خلف پادشاه غفرانپناه فردوسآرامگاه، محمد شاه که در سن چهاردهسالگی بود، چون بر تخت سلطنت موروث جلوس نمود، از بیپروایی و بیاعتنایی که سرجوش نشئۀ جوانی و برنایی است در جزیی و کلی امور پادشاهی غفلت به کار برده (حسینی منشی، ۱۹۴) ║ ق۱۳. شاه غفرانپناه هیچ تقصیر نداشت، ویرانی ایران از وضع امور است، نه از معایب اشخاص (ملکم خان، ۱/۱۸۲) ║ ق۱۴. شرایط صلح خیلی آسان است؛ اوّل اجرای همان قانون اساسی که غفرانپناه مظفرالدین شاه عادل مرحمت فرموده و خود شاه حاضر صحّه نهاده، پیشوایان دین ما تصدیق فرمودهاند (مراغهای، ۵۷۷) ║ ۱۳۴۰ش. به مناسبت فوت غفرانپناه، جنتآرامگاه، آقای آقا سید صالح (صادقی، ۷۷)