فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

گاوآهن

وضعیت: «در حال تأیید»
گاوآهن ‎gâvâhan‎
(اسم) ابزاری مخصوص کشاورزی دارای یک یا چند تیغهٔ فولادی که معمولاً به کمک نیروی کششی حیوان یا ماشین، مانند گاو یا تراکتور، بر روی زمین کشیده می‌شود و با بریدن و برگرداندن لایه‌های خاک، آن را برای کشت آماده می‌کند ؛ آهن‌جفت؛ آهن‌گاو؛ استرس‎(astars, asters, astors)‎.
ق۵. در بُن درخت کَنده برکنند به گاوآهن آهنین تا چندان‌که رگ‌هاش و بیخ‌هاش پیدا شود، پس پوست آن بکنند تا به‌ اندارۀ بدستی از بن آن درخت که پیدا شده باشد از بالای زمین تا به رگ‌هاش برسد (ورزنامه، ۹۳) ║ ق۶. کشاورز بر گاو بندد لباد / ز گاوآهن و گاو جوید مراد (نظامی۷، ۲۵۰) ║ ق۸. شومیر و شیار: زمین شکافتن باشد به گاوآهن (ابن هندوشاه۲، ۱۱۱) ║ ق۹. گاو از آن ده که چون زمین راند/ گاو گردون از آن کند فریاد ـ گاو پرزور کو به گاوآهن / برشکافد زمین چون پولاد (بدر شیروانی، ۴۶۲) ║ ق۱۰. شیار: زمینی که به گاوآهن بشکافند و در بعضی جاها شوم خوانند (محمد جنابذی، ۴۵۷) ║ ق۱۱. هیش به وزن ریش به معنی هیچ و چوبی است که گاوآهن بر سر آن بند کنند (محمد تویسرکانی، ۴۷۳) ║ ق۱۲. آواز داد زمین ایشان به فرورفتن در قعر زمین همچو آواز گاوآهن سرخ‌شده که فرورود در زمین نرم و سست (محمدصالح قزوینی: شرح نهج‌ البلاغه، ۲‏/۴۱۷؛ حاج باقر کتابچی حقیقت، ۱۳۳۸ش.‏) ║ ق۱۳. چون آن جمعیّت نمی‌توانستند از عهده برآیند، چند رأس گاو و گاوآهن حاضر ساخته، به میانِ رود انداختند (دولت علیّه، ۱‏/۴۵۶‏) ║ ق۱۴. مجسمه‌ای از چدن در مالمیر خانگی بختیاری وقت زراعت زمین از زیر گاوآهن بیرون آمده‌است (اعتمادالسلطنه۱، ۳۴۳) ║ ۱۳۱۲ش. آنچه که از این شب احساس کرد مانند چیزی بود که زمین هنگامی‌ که سینه‌اش را با گاوآهن شیار می‌کنند تا تخم در آن پاشند احساس می‌کند (مستعان، ۱‏/۳۱۲‏) ║ ۱۳۵۰ش. جایی را که پیش‌ از این تاکستان بود گاوآهن‌ها شیاربه‌شیار زیرورو کرده‌اند و دهقان‌ها گندم و جو سیاه و ذرت کاشته‌اند (شاملو۳، ۷۱) ║ ۱۳۸۲ش. ما باید برگردیم به دنیای افسانه‌ای خودمان، من توان کار کردن با گاوآهن و خیش و آبیاری گندم‌ و جو را ندارم (محمدعلی۲، ۱۵۲)

معنی گاوآهن | فرهنگ جامع زبان فارسی