فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

کثیرالاقتدار

وضعیت: «در حال ویراستاری»
کثیرالاقتدار ‎kasirol’eqtedâr‎
(صفت) بسیار قدرتمند. دارای نیرو و سپاه زیاد.
ق۱۰. خدام درگاه فلک‌اشتباه و ملازمان آستان جهان‌پناه از امرای ممالک‌مدار و سرداران کثیرالاقتدار و غیرهم زمین تبعیت و مطاوعت از خلوص طویّت و صدق نیت بوسیده حلقۀ فرمان‌برداری در گوش و غاشیۀ خدمتکاری بر دوش انداختند (قاضی میر احمد۱، ۱‏/۱۵۶‏) ║ ق۱۲. فرمان واجب‌الاذعان نیز شرف صدور یافته که... سردار کثیرالاقتدار دست تعرض از محاصرۀ شهر و قلعه بازکشیده، روانۀ دربار جهان‌مدار شود (حسینی منشی، ۲۳۹) ║ ق۱۳. هم در این سال به جهت تمشیت امور ملکی... مشیر خاص ملوک‌التجار عظیم‌الوقار کمپنی سردار کثیرالاقتدار کورنرجنرال سِر جانشور برونت بهادر از دارالامارۀ کلکته تشریف به لکهنو آوردند (ابوالحسن قزوینی، ۱۱۰) ║ ق۱۴. مفضل‌ بن سعد مافروخی بعد از اتمام رسالۀ محاسن در آخر آن ذکری از بابت نقصان آب زاینده‌رود به‌ وقت تابستان می‌نماید و سلاطین نامدار کثیرالاقتدار را یادآور می‌شود (محمدمهدی اصفهانی، ۹۷)

معنی کثیرالاقتدار | فرهنگ جامع زبان فارسی