فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

زاغ‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
زاغ‌سرشت ‎zâqserešt‎
(صفت) (مجاز) (کسی) که چهره و ظاهری زشت و ناخوشایند دارد.
ق۱۰. زین زغن‌سیرتان زاغ‌سرشت/ زشت‌ نامند بلبلان بهشت (عرفی، ۳‏/۲۶۱‏) ║ ق۱۲. چون فرستادن عساکر ظفرمآثر به تنبیه او در خاطر آفتاب مظاهر تصمیم می‌یافت، آن زاغ‌سرشت طاووس‌نما، به لباس اخلاص و دولت‌خواهی جلوه‌نمایی نموده (حسینی منشی، ۵۲۹)

معنی زاغ‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی