فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

هزاراسفند

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
هزاراسفند ‎hezâresfand, ha-‎ [گونۀ دیگر: هزاراسپند، هزارسپند، هزارسفند]
۱. (گیاه‌شناسی کهن) ← اسفند۱‏۲.
ق۶. صفت داروئی که دود کنند ... بگیرند بیخ کَبَر و بیخ حنظل و بیخ هزاراسفند و بلاذر و سورنجان و فرفیون راستاراست، همه را بکوبند و بیامیزند و دود کنند (جرجانی۲، ۲‏/۷۱۵‏) ║ ق۸. حرمل: ابن سمجون گوید دو نوع است سفید و سرخ ... و نوع سرخ حرمل عامی گویند و به پارسی اسفند گویند و به شیرازی بنوند و هزاراسفند نیز گویند (حاج زین العطّار۱، ۱۸۶) ║ ق۱۰. مرزنجوش و ... اکلیل الملک از هریک هفت مثقال تخم هزاراسفند که آنرا در کتب طبی حرمل می‌نامند دو نیم مثقال مجموع ادویه کوفته و بیخته و به مقل محلول در آب گرم خلط کرده نیک برهم زده (محمد بن محمدعبدالله، ۵۵۷) ║ ق۱۲. ماء‌الاصول حیض براند ... صنعت آن‌: پوست رازیانه، پوست بیخ کرفس، مویز بی‌دانه از هریک ده درم، تخم هزاراسفند، ... هر روز چهار اوقیه آن را با یک درم روغن بادام شیرین بنوشند (عقیلی خراسانی۲،۲، ۱۱۹۰) ║ ق۱۳. علاج دفع مار ... زَهرۀ بز کوهی و بذر‌الکاشم و بیخ آن و تخم هزاراسفند با عصارۀ هرشف، که کنگر نامند... و ترب، همۀ این‌ها مفیدند (نوری، ۳‏/۳۱۲‏)
۲. (گیاه‌شناسی کهن) ← اسفند۱‏۳.
ق۶. بگیرند شحم حنظل دو مثقال هزاراسفند چهار مثقال اندر سرکه یا اندر شراب بپزند (جرجانی۱، ۳۸۹) ║ ق۱۰. آمیختن هزاراسفند نیز با نمک بهتر است و نطول در این مرض به مطبوخ بابونه و شبت و سعتر و اکلیل‌الملک باید کرد (محمد بن محمدعبدالله، ۲۸۲) ║ ق۱۲. ضمادی نقرس که همان نفع بخشد: صنعت آن‌: بابونه، ... هزاراسفند، برگ کرنب، مغاث، علک‌االبطم اجزا مساوی کوفته و بیخته قدری روغن بلسان داخل کرده ضماد نمایند (عقیلی خراسانی۲،۲، ۱۰۷۷) ║ ق۱۳. پیه کفتار و یا روغن سوسن مکرّر بمالند و در آبزن که طبخ شده باشد در او قیصوم و پودنۀ دشتی و هزاراسفند و برگ سعد و شبت روزی دو مرتبه بنشانند (لطیف قزوینی، ۳۲)

معنی هزاراسفند | فرهنگ جامع زبان فارسی