فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

آدمی‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
آدمی‌سرشت ‎âdamiserešt‎
(صفت) (درمورد کسی) دارای ویژگی‌های پسندیده‌ای مانند مردانگی و مردمداری.
ق۵. خلقی نه مردم‌آسا، نه آدمی‌سرشت/ با دیو هم‌طبیعت و با غول هم‌زبان (مسعود سعد، ۱‏/۵۷۳‏) ║ ق۹. خلقی به مردم‌آسا، نه آدمی‌سرشت/ با دیو هم‌حدیث و با وحش هم‌زبان (؟: حافظ ابرو۱، ۴‏/۷۷۹‏) ║ ق۱۳. سرورِ جوانی بهشتی‌گوهر فرشتی‌دیدار، آدمی‌سرشت مردمی‌نهاد، ... (یغما، ۲‏/۱۷‏)

معنی آدمی‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی