فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

هم‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
هم‌سرشت ‎hamserešt‎
(صفت) ۱. (دو کس یا دو چیز) که ویژگی‌های ذاتی و رفتار و کردارشان مانند هم است.
ق۵. چون ستارگان مستقیم باشند و ... بر ربع‌های هم‌سرشت و زاید و بر نحوس مستعلی زِبَر آمده و قهر کرده، این غایتِ قوّتِ ایشان بُوَد (بیرونی، ۵۰۰) ║ ق۶. ازبرای اُنس جان اندر میانِ اِنس‌ و جان/ یک رفیق هم‌سرشت و همدم و هم‌درد کو؟ (سنایی۱، ۵۷۸) ║ ق۱۰. به تشویشی که با من هم‌سرشت است/ به اندوهی که از من در بهشت است (عرفی، ۳‏/۱۴۶‏) ║ ق۱۲. بدکنش هم‌سرشت حیوان است/ کش حلال و حرام یکسان است (تأثیر، ۱۸۹) ║ ۱۳۶۲ش. جوهر فجایع هم‌ذات و هم‌سرشت هستند (دولت‌آبادی۱، ۱۰‏/۲۶۲۶‏)
۲. (دو چیز) که در ساخت و آفرینش مانند هم هستند.
ق۵. نخست آب با خاک بُد هم‌سرشت/ گِل تر بگردند پس خشک خشت (اسدی۳، ۱۳۹) ║ ق۱۴. [جلالیه] با ارم توأم است و با بهشت هم‌سرشت (اعتمادالسلطنه، ۱‏/۱۲۰‏)

معنی هم‌سرشت | فرهنگ جامع زبان فارسی