وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
چوبساب čubsâb [گونۀ دیگر: چوبسا، چوبسای]
(اسم) ابزاری فولادی به اشکال مختلف و با آجهای متفاوت در سطح آن که برای ساییدن، صاف و صیقلی کردن و شکل دادن سطح چوب، شاخ حیوانات و مانند آنها به کار میرود.
۱۳۵۲ش. اول شاخ گوزن را به اندازه طول دسته چاقو به شکل استوانههایی با اره میبرند. بعد آن را در داخل آبی روی کوره میجوشانند تا خوب نرم شود. برای رنگ کردن آنها در همین حال جوشیدن قدری جوهر قرمز اضافه میکنند. این استوانهها در این حال به راحتی به کمک گیره و اره به اندازه سطح دسته چاقو بریده میشود و اضافات داخل آن با اره و چوبساب از بین میرود و فقط لایه نازکی از آن باقی میماند (اصغر کریمی: هنر و مردم، ش۱۲۷/۷۸) ║ ۱۳۶۰ش. چوبسابها و سوهانها ـ این ابزارها از فولاد ساخته شده است (آذرین، ۸۱) ║ ۱۳۶۸ش. نعلبند... با داس کوچک نازککاریها و صافکاریهایش را انجام داده، نعل را سوار و دُوروبرش را صاف بکند و بساکه لازم باشد برای کار صحیح و جهت پرداخت و مساوی نمودن سُم با لب نعل چوبساب بهکار ببرد (شهری۲، ۲/۱۴۷) ║ ابزاری از تخته درست کرده، در آن پستوبلندیهای منظورِ نظر را بهوسیلۀ ارّه و چوبساب و سنباده بهوجود آورده، گچ آماده را به دیوار مالیده تخته را ازرویِ آن حرکت میدهند.(پ) (شهری۲، ۳/۱۱۳) ║ ۱۳۹۸ش. ۱۳۹۸ش. تکنیکی که پیشتر میبایست با چوبساب و ابزار دستسازی همچون ارههای دمموشی و ارههای ساده و کوچکی که از فنرهای ساعتهای قدیمی تهیه میشد، انجام پذیرد. امروزه با تسلط و کنترل بر ارههای جدید (تصویر ۱۲) برشکاری آثار چنان راحت انجام میپذیرد (مهدی امرائی و دیگران: مطالعات هنر اسلامی، ش۱۰۴/۳۵)