فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

هارمونیک

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
هارمونیک ‎hârmunik,-mo‎ [گونۀ دیگر: آرمونیک، هارمنیک]
‌یک‌. (اسم) (موسیقی) هریک از نغمه‌هایی که با به صدا درآوردن هماهنگ دوم یا بالاتر از یک سامانۀ ارتعاشی تولید می‌شوند (دارای معادل مصوب فرهنگستان، ۱۳۹۷، هماهنگ).
۱۳۱۸ش. برنامۀ تحصیلات دورۀ کامل متوسطه ... فیزیک: دو ساعت درس، یک ساعت کار در آزمایشگاه: مطالعۀ تجربی سقوط اجسام در تهی ... صوت‌های موسیقی، هارمونیک‌ها، رزونانس (برنامۀ تحصیلات دورۀ کامل متوسطه: آموزش و پرورش، ش۲‏/۸۰‏) ║ ۱۳۷۴ش. می‌دانیم صدای حاصل از یک سیم، مثلاً نت دو، خود از هارمونیک‌ها یا صداهای فرعی بی‌شماری تشکیل شده‌است (فرهاد فخرالدینی: هنرهای زیبا (معماری و شهرسازی)، ش۱‏/۶۸‏) ║ ۱۳۸۴ش. روش دیگر به دست آوردن گام طبیعی براساس هارمونیک‌ها یا مضارب صحیح نت پایه می‌باشد (حسام‌الدین سراج: هنرهای زیبا (معماری و شهرسازی)، ش۲۴‏/۱۰۷‏)
‌دو‌. (صفت) ۱. (درمورد موسیقی یا مجموعه‌ای از صداها) هماهنگ و دارای نظم خاص ؛ آرمونیک ‏‌یک‌.؛ هارمنیک‏‌دو‌..
۱۳۴۵ش. از همان زمان صداهای طبیعی مانند صدای آبشار ... را با یک نوع مونتاژ که درواقع آن‌ها را در یک کمپوزیسیون هارمونیک به دنبال هم قرار می‌داد، بر روی صفحات مومی یک فونوگراف قدیمی ضبط می‌نمود (کامران شیردل: نگین، ش۱۵‏/۳۵‏) ║ ۱۳۷۹ش. با تغییر صدای فا دیز به سُل‌ بمل و معکوس کردن فواصل آن، دانگ دوم گامی به شمار می‌رود که در مغرب‌زمین آن را گام کوچک هارمونیک ... می‌نامند (مصطفی‌کمال پورتراب: هنر، ش۴۴‏/۱۳۱‏)
۲. (مجاز) هماهنگ و دارای نظمی مانند قطعات موسیقی که خوشایند به نظر می‌رسد.
۱۳۵۰ش. قلم‌موی رافائل روی بوم حرکات تند می‌کند و تصاویر هارمونیک را رقم می‌زند (عطاءالله نوریان: نگین، ش۷۹‏/۲۸‏) ║ ۱۳۹۵ش. پروژه‌ای از پایداری اجتماعی برخوردار است که محیط زندگی هماهنگ و هارمونیک ایجاد کند (عابدی - کریمی مشاور: معماری سبز، ش۴‏/۴۸‏)