فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قندگیر

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
قندگیر ‎qandgir‎
‌یک‌. (اسم) انبری کوچک که برای برداشتن حبهٔ قند از قندان به‌ویژه هنگام پذیرایی از مهمان به کار می‌رود ؛ انبر قندگیر.
ق۱۳. مخدوماً موافق این تفصیل اسباب و اشیاء دیوانی نزد شما می‌باشد... میانه قلیان نقره میناکاری به انضمام سرنی و ته‌نی زلفک نی‌پیچ ... صافی و قندگیر (میرزا آقاخان اعتمادالدوله: بررسی‌های تاریخی، ش۲۹۰/۳۲؛ ۱۳۴۹) ║ ق۱۴. اشیائی که در کارخانه راجز خریده شده... قندان، قندگیر، شیردان از هر یک، یک عدد (ناصرالدین شاه۳، ۳۱۲/۱) ║ ۱۳۲۴ش. غلام... از قوری زرین چای دارچلینگ مخلوط با هرسین و جوانه‌های چای چینی بریختی و با قندگیر مرصع قندهای سیمین مکعب ینگی دنیائی که وی را خاصه بود به اندرون فنجان ول دادی (صادق چوبک: خیمه‌شب‌بازی، ۱۱۵؛ گوتمبرگ، ۱۳۳۴ش) ║ ۱۳۸۸ش. تنوع و گوناگونی دست‌ساخت‌های نقره‌کاران شیرازی نمایانگر تنوع و گوناگونی طبقات و قشرهای اجتماعی خریداران و خواهندگان این محصولات است. این دست‌ساخت‌ها شامل انواع و اقسام ظرف‌ها و ابزارها می‌باشد. ظرف‌هایی چون قاب و سرپوش چلوخوری، انواع میوه‌خوری‌ها... گلدان‌ها، وسائلی مانند برف‌گیر، قندگیر، بادگیر قلیان (عبدالرحیم ثابت: فرهنگ مردم، ش۸/ ۳۲)
‌دو‌. (صفت، اسم) کسی که کار و شغل او دادن قند به مشتریان چای در قهوه‌خانه است.
۱۳۴۷ش. آن یک... کار خود را منحصر به چای قندپهلو نوشیدن کرده‌بود که هر بار جارچی خوش‌بیان قهوه‌خانه چایی برایش خبر نموده، التذاذ سمع نموده، قند خود را از دست قندگیر خوش‌شمایل آن گرفته‌باشد (شهری۴، ۲۰۶) ║ ۱۳۷۱ش. قندگیر قهوه‌خانه... بدون لنگ‌بندان به چای‌بدهی و چای‌بدهی به خلیفه‌گی یعنی سرچاق‌کنی... دست نمی‌یافت (شهری۱، ۲‏/۱۵۷‏)

معنی قندگیر | فرهنگ جامع زبان فارسی