وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
نارحیم nârahim [<← نا- + رحیم>]
یک. (صفت) بیرحم و نامهربان.
ق۵. غفور و رحیم بودم و تو نابوده و گنه هنوز ناکرده. اکنون موجود آمدی و گناه موجود آمد. محال باشد که ناغفور و نارحیم گردم (مستملی، ۱/۳۳۲) ║ ق۷. خانگیان راست عذابی الیم / خانهخدا مفلس و زن نارحیم (امیر خسرو۸، ۳۳۸) ║ ق۸. جراح خود قوی سختدل و نارحیم مردی است که بر ضرب و ایلام او اقدام نمود (ثغری، ۲۵۴)
دو. (اسم) ⇅ نارحیمیک..
ق۶. ذوالنون مصری گفت حکیم نباشد آنکس که بنالد از رحیمی به نارحیمی (ابونصر خانقاهی، ۶۹)