وضعیت: «در حال تأیید»
متسفل motasaffel
(صفت) (درمورد چیزی) که جهت حرکت آن به سوی پایین باشد؛ متمایل به پایین ؛ متسفله.
ق۶. دنیا دنیّ متسفّل است، و امالت میل کردن بوَد به سفل (ابومحمد نجار، ۱۲۲) ║ ق۸. آنچه ظاهر است چون صعود به جانب ترقوه میکند، منقسم میشود به دو قسم. قسم اوّل میل به قدام میکند، و ثانی نیز اولاً مایل به قدام است. و بعد از آن متسفل میشود و در ثنایا ظاهر میگردد (منصور بن محمد شیرازی، ۱۲۸) ║ ق۱۲. قوّت محرکه اعضا را جذب میتواند کرد به اعلی، اما به سبب ضعف نگاه نمیتواند داشت. پس آن عضو منجذبه به ثقل طبیعی متسفل میگردد ... بالضرور از حرکت جاذبۀ قوّت محرکه و در حرکت متسفله عضو واقع میشود (ارزانی۲، ۱/۱۳۳)