فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عاجزسرشتی

وضعیت: «در حال ویراستاری»
عاجزسرشتی ‎’âjezserešti‎
(اسم) ناتوانی در انجام دادن کاری.
ق۱۲. فکر آزادی به این عاجزسرشتی‌ها تری است/ عقده چندان نیست اما رشتۀ ما لاغری است (بیدل، ۱‏/۷۰۷‏)

معنی عاجزسرشتی | فرهنگ جامع زبان فارسی