فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

فتوانامه

وضعیت: «در دست علوم انسانی»
فتوانامه ‎fatvânâme, fe-‎
(اسم) (فقه) نامه‌ای حاوی نظر یا فرمان حاکم دینی، مجتهد یا مرجع‌تقلید دربارۀ موضوعی فقهی و دینی (تعریف‌نگار: این مدخل به‌دلیل داشتن تشخص معنایی نسبی تعریف شد).
۱۳۷۹ش. پذیرفته شدن فتوانامۀ نیقیه - کاپادوکیه، به‌منزلۀ اصول عقاید کلیسا، رشته را از دست قاطبۀ کاتولیک‌ها به در برده‌است (خرّمشاهی، ۱۲۰) ║ ۱۳۹۰ش. ریاست روحانیت اسلامیۀ نجف در ادامۀ تلگراف آخوند، فتوای جهاد با متجاوزان روس، انگلیس و ایتالیا را صادر نمود که نام آخوند خراسانی در صدر امضاکنندگان این فتوانامه دیده می‌شود (امان‌الله شفایی: اندیشۀ تقریب، ش ۱۲۵/۲۷)

معنی فتوانامه | فرهنگ جامع زبان فارسی