فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

راهبردپرداز

وضعیت: «در دست علوم انسانی»
راهبردپرداز ‎râhbordpardâz‎ [(مصوب فرهنگستان، ۱۴۰۰، در برابر استراتژیست) ]
← راهبردشناس.
۱۳۸۰ش. راهبردپرداز باید هنگام تدوین راهبردهای تکمیلی برای اهدافی که اکنون مشخص شده است دو هشدار را در خاطر داشته باشد (علیرضا طیّب: راهبرد، ش۲۰‏/۲۷۲‏) ║ ۱۳۹۰ش. آن‌ها در تأیید ادعای خویش از شواهدی متنوع از جمله کتاب «هنر جنگ» سن‌تزو، راهبردپرداز چینی یاد می‌کنند (قربان‌زاده‌سوار-ناطقی: مطالعات عملیات روانی، ش۳۱‏/۱۶۴‏) ║ ۱۴۰۰ش. وجه متمایز پروژه‌های آینده‌نگاریِ باز نسبت به سایر رویکردها در این است که پس از حصول نتایح مورد انتظار، پروژه خاتمه نمی‌یابد و استمرار برنامه یک اصل مهم است که توسط راهبردپرداز هدایت می‌گردد. (رضائی و دیگران: آینده‌پژوهی دفاعی، ش۲۲‏/۳۰‏)

معنی راهبردپرداز | فرهنگ جامع زبان فارسی