فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

رائع

وضعیت: «تأییدشده»
رائع ‎râ’e’‎ [گونۀ دیگرِ رایع]
⇅ رایع‏۱.
ق۶. اسامی ملوک عصر و سادات زمان به نظم رائع و شعر شائع این جماعت باقی است (نظامی عروضی، ۴۴) ║ ق۸. نخشبی خدمت بزرگان کن / که تو در چشم‌ها شوی رائع (نخشبی۱، ۳۱۲) ║ ق۱۲. بیضاء روح ملت بیضا و سلطان شهرسِتان شهرِستان ارتضا و بهارستان خلافت را ربیع رابع و جمال امامت را بهاء رائع (مهدی استرآبادی، ۵۴۱)

معنی رائع | فرهنگ جامع زبان فارسی