فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عرض‌کننده

وضعیت: «منتظر ویراستاری»
عرض‌کننده ‎arzkonande‎ [جمع: عرض‌کنندگان]
(صفت) ۱. (کسی) که چیزی را به کسی دیگر تحویل دهد (پیشنهاد حذف: فقط پنج شاهد در عتبة الکتبه دارد).
ق۶. عر‌ض‌کنندۀ این خدمت موفق‌الملک محمد ــ اعزه‌الله ــ که من خادم را به محل برادر است به حضرت جلت آمد با چند کدخدای مصلح تا احوال خویش و اهل ناحیت تقریر کند و نظری و تخفیفی درخواهد (منتجب‌الدین بدیع، ۱۱۰) ║ با آنکه در ناتوانی جهدی می‌کنم و نوشته‌ها فرستاده‌ام به خط خویش اما می‌دانسته‌ام که آن را بس اثری نتواند بود به‌سبب آنکه عرض‌کنندۀ مشفق نمی‌شناخته‌ام اکنون می‌شنوم که حادثه به پایان کشید (منتجب‌الدین بدیع، ۱۵۸)
۲. (کسی) که نمایش‌دهندۀ چیزی برای فروش باشد (پیشنهاد حذف: فقط دو شاهد در قانون ادب دارد).
ق۶. الشُّراة: عرض‌کنندگان چارپای (تفلیسی۱، ۱‏/۱۸‏)

معنی عرض‌کننده | فرهنگ جامع زبان فارسی