وضعیت: «در حال تأیید»
زدایش zodâyeš, ze-
(اسم) ۱. (درمورد هر نوع آلودگی یا چیز زاید) پاک کردن و از بین بردن آن.
ق۶. اگر به تلطیف و زدایش خلط حاجت بیشتر بوَد، کشکاب دهند، نخود و تخم باذیان دهند و سعتر و زوفاءِ خشک و نعنع و سنبل و آنچه در خور کشکاب بوَد (جرجانی۲، ۲/۷۹۸) ║ ۱۳۶۸ش. واجبیخانه ... در آن زدایش موی بدن انجام میگرفت (شهری۲، ۳/۷)
۲. پاکی و شفافیت.
ق۶. هرگاه که هوا به آمدن باران نیک تر شود ... صقالتی و زدایشی بهسبب باران در او پدید آید ... در پیش آفتاب هیچ ابر و غبار و بخار نباشد، بلکه گشاده و صحو بوَد (شرفالدین مسعودی، ۹۹) ║ در شبهای سرد زمستان ... چون هیچ غبار و دود نبوَد صقالت و زدایش آن رطوبت باطل نشود (شرفالدین مسعودی، ۱۰۸)
۳. منزه و بیعیب شدن.
ق۹. معامله حقتعالی با بنده از دو بیرون نیست ... عطا سبب آلایش توست، و بلا موجب زدایش تو (معینالدین فراهی، ۲۵۴)