وضعیت: «در حال ویراستاری»
گالوش gâluš [گونۀ دیگرِ گالش]
⇐ گالش.
۱۳۲۰ش. شرحی به امضای رئیس صنف کفشدوز تبریز رسیده حاکی است که به واسطهٔ وارد شدن اقسام کفش و پوتین و گالوشهای مردانه و زنانه از خارجه و رغبت مردم به خرید آنها، صنعت کفشدوزی آنها بیمشتری و خریدار مانده (اسناد اصناف، ۱/۲۷۶) ║ ۱۳۳۶ش. یک نفر مکلای فرنگیمآب را دیدم که کفش گالوش به پا کرده بود (جمالزاده۱۵، ۱/۱۵۸) ║ ۱۳۵۸ش. یک جفت گالوش کهنه پایش بود. هنوز آن پاهای آزاردیدهاش را میبینم (یونسی، ۲۲۸)