فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

دبر

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
دبر ‎dobor‎
(اسم) بزغالۀ نر اخته‌ای که دو، سه یا چهار سال دارد.
۱۳۰۹ش. باری، یک ساعت از روز برآمده همۀ رعایای رشکوئیه در صحرا حاضر شدند. من شش قران دادم، رفتند یک دبر از گلۀ گوسفند حضرات قصاب خریده، آوردند و ذبح کردند (نواب رضوی، ۱‏/۲۰‏) ║ ۱۳۶۳ش. گوشت دبر (بزغالۀ نر دوسالۀ اخته‌شده) یا چَپُش (بزغالۀ نر یک‌سالۀ اخته‌شده)، که در بیابان‌های بی‌مرز چریده و از گیاه‌های مقوّی خوش‌بو خورده بودند، کم بودند مهمانانی که نظیرش را چشیده باشند (ندوشن، ۱‏/۱۴۴‏)

معنی دبر | فرهنگ جامع زبان فارسی