فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

قلاویز

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
قلاویز ‎qalaviz‎
(اسم) ابزاری فولادی، میله‌ای‌شکل با شیار‌هایی بر سطح آن که برای رزوه کردن داخل استوانه‌ها‌، مهره‌ها و مانند آن‌ها به‌کار می‌رود.
۱۳۶۰ش. فرز ابزاری است که ضمن حرکت دورانی کار تراش و برش را انجام می‌دهد و دارای خارها و برجستگی‌هایی است که تراش را انجام می‌دهد و انواع مختلفی دارد: ۱. فرز خان‌ساز ۲. فرز پروفیل‌ساز تا ۴۵ درجه ۳. فرز برای جاسازی پیچ (قلاویز) ۴. فرز شیارده (آذرین، ۱۲۷) ║ ۱۳۶۸ش. دست‌گاه دنده کردن سرلوله‌ها شامل دو قطعه‌ی زیرورو یا نروماده به‌نامِ حدیده و اضافه‌ای به‌اسمِ قلاویز که با آن داخل مجرا یا سوراخ را دنده بکنند.(پ) (شهری۲، ۳‏/۳۸۱‏)

معنی قلاویز | فرهنگ جامع زبان فارسی