فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

سافلیت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
سافلیت ‎sâfeliyyat‎
(اسم) سافل (معنای یک. ۳) بودن؛ ناچیز و کم‌ارزش بودن.
ق۱۱. مراتب قَطَنۀ سوادِ عالمِ امکان به حسب تقاسیم نورانیت جوهر ذات و غسقانیت سنخ حقیقت، و علّیت و معلولیت، و ظلّیت و ذوظلّیت، و اعتلا و سافلیت، ... به دایرۀ مخلوقیت ازواج آمده‌اند (میر داماد۱، ۵۹)

معنی سافلیت | فرهنگ جامع زبان فارسی