فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

پرسلاح

وضعیت: «در حال ویراستاری»
پرسلاح ‎porselâh‎
← تمام‌سلاح.
ق۵. #هر یکی از ایشان پادشاه‌زاده‌ای بود کی به مردانگی مثل نداشت و همه پوشیده بودند و پرسلاح (ابن بلخی، ۹۶) ║ ق۷. مردان پرسلاح برون آمده، نعرها زدند و شمشیر را کار بستند (عوفی۳، ۱۰۵)

معنی پرسلاح | فرهنگ جامع زبان فارسی