فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

غیرمغفور

وضعیت: «در حال ویراستاری»
غیرمغفور ‎qeyremaqfur‎
(صفت) (درمورد کسی) که آمرزیده نشده و گناهان وی بخشیده نشده‌است. (تک شاهد است. پیشنهاد حذف).
ق۵. او را از ماهی به صحرا که افکندی، و او نکوهیده بودی یعنی غیرمغفور (ابواسحق نیشابوری، ۲۵۳)

معنی غیرمغفور | فرهنگ جامع زبان فارسی