فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

گلاش

وضعیت: «در حال ویراستاری»
گلاش ‎galâš, ge-‎ [گونۀ دیگرِ کلاش]
⇐ کلاش.
ق۱۴. آیا آن گوسپندچران کردزبان کپنک‌پوش گلاش‌به‌پا را که کلاهش را برمی‌دارید و کلاه سیلندر ... می‌گذارید ... هیکلش مضحک نخواهد بود؟ (عشقی، ۱۳۶)

معنی گلاش | فرهنگ جامع زبان فارسی