فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

دادوستان

وضعیت: «در حال ویراستاری»
دادوستان ‎dâdosetân‎
⇐ دادوستد.
ق۶. نقد سخنت چو رایج افتاد / در دادوستان آفرینش - صراف سخن که نفس کلّی است / بر طرف دکان آفرینش - پرسید ز عقل کل که آن چیست / گفتا همه‌دان آفرینش (انوری، ۱‏/۲۶۷‏) ║ به‌عدلی، کژ مکن دادوستان را/ که مرد عدل باید دلستان را (عطّار۶ (؟)، ۳۶۴)

معنی دادوستان | فرهنگ جامع زبان فارسی