فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

متکثرة‌الآحاد

وضعیت: «در حال ویراستاری»
متکثرة‌الآحاد ‎motakassaratol’âhâd‎
(صفت) (کلام. تک‌شاهد است. حذف شود) ⇅ متکثرالافراد.
ق۱۱. لیس و بطلان به حسب نفس جوهرالذات ، و ایس و حقیت... که در سنخ ذات و جوهر هویت مجعول اول سرشته و تحقق پذیرفته است، سرایت کرده در آحاد و اعداد موجودات و ذرات اجزای نظام وجود و مستتبع آن شده که ولاید هر مرتبه‌ای از مراتب صدور در سلسلۀ معلولیت بعد از مرتبۀ صدور معلول اول، زوجی‌العدد و مزدوج‌الوجود و متکثرةالآحاد و مؤتلفةالهویات بوده باشد (میر داماد۱، ۵۸)

معنی متکثرة‌الآحاد | فرهنگ جامع زبان فارسی