فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

خام‌سرشت

وضعیت: «در حال ویراستاری»
خام‌سرشت ‎xâmserešt‎
(اسم) کسی که به‌اندازۀ کافی باتجربه و کارآزموده نیست؛ ناپخته.
ق۱۲. انگور نشد غورۀ ما خام‌سرشتان/ از تاک بریدیم و به مینا نرسیدیم (حزین، ۳۵۱)