فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

فااستادن

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
فااستادن ‎fâ’estâdan‎
← فایستادن، ایستادن‏۴.
ق۴. فازآرید اسبان را سوی من، فااستاد به مالیدِ ساق‌ها و گردن‌هاشان (قرآن پارس، ۲۱۰)

معنی فااستادن | فرهنگ جامع زبان فارسی