وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
چهارشاخ ča(â)hâršâx
(اسم) ابزاری شامل دو تا چند شاخه و یک دسته بلند، شبیه چنگال که برای باد دادن خرمنهای کوبیده و جدا کردن دانه از آن یا پهن کردن معمولاً ساقههای گندم و جو، برای کوبیدن آنها و حمل علوفه در کشاورزی به کار میرود ؛ افشان یک. ۱؛ انگشته؛ پنجانگشت؛ سهانگشت؛ سهشاخه؛ سهشانه؛ مکو؛ هید.
ق۶. الحِفری: چهارشاخ خرمن (تفلیسی۱، ۱/۲۴) ║ ۱۳۷۰ش. وسایل کشاورزی پنداری بهجای قورخانهای بود. بیل، چَنگه، چهارشاخ، داس، تیشه، ازال و... روی باروبنه بود؛ و اسلحهٔ سرد دهقانی تبر و دَهره... (میرکاظمی، ۱۹۰) ║ ۱۳۷۴ش. رضی... دست میبرد چارشاخ آهنی را از بیخ دیوار برمیدارد و بی دادوقال شاخهٔ چهارشاخ را میگذارد بیخ گردن جولیک (دولتآبادی۲، ۱/۴۶۱)