فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

عصیان‌شعار

وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصیان‌شعار ‎osyânšo(e)’âr,es-‎
(صفت) (کسی) که نافرمانی و سربیچی کردن راه و رسم اوست.
ق۱۲. توپ‌های کوه‌شکن بالای آن برآورده، بنیان ثبات و استقرار متحصنان عصیان‌شعار را از پا دراندازند (حسینی منشی، ۱۴۳) ║ رأی جهان‌آرا چنان اقتضا نمود که خود به دولت و اقبال، از اردوی دریامثال جدا شده، به طریق ایلغار با فوجی از سواران جرّار متوجه تعاقب آن طایفۀ عصیان‌شعار شوند (حسینی منشی، ۴۲۶) ║ آن شقیِ برگشته‌روزگارِ عصیان‌شعار به جزای اعمال و کردارِ ذمیمه‌اطوار، ... سرگردانِ وادی فرار گردیده (محمدابراهیم نصیری، ۶۰)

معنی عصیان‌شعار | فرهنگ جامع زبان فارسی