وضعیت: «در حال تأیید»
لایغفر lâyoqfar
(صفت) (درمورد گناه یا خطا) که نمیتوان آن را بخشید یا از آن چشمپوشی کرد.
ق۱۴. اگر خلف قول و قرار گناه لایغفر باشد، باز به خانۀ شما نقل و تحویل کنیم (امینالدوله، ۲۴۴) ║ ۱۳۲۳ش. باید به مردم فهمانید ... که آدم ظالم و بیانصاف هم مثل خون و بول و غایط ازجملۀ نجاسات است و ازالۀ آن بر هر نفسی لازم و واجب و مظلوم بودن ذنب لایغفر و گناه و معصیت است (جمالزاده۳، ۲۳۵) ║ ۱۳۵۶ش. البته کور کردن یک نفر هم گناه است و گناهی لایغفر، ولی به هر حال بهخاطر لطفعلی خان، من نباید یک رقم بزرگ چشم به حساب آقا محمد خان بگذارم (باستانی پاریزی، ۷۱۷) ║ ۱۳۸۹ش. برخلاف خوشگو که مریدانه میخواهد دامن بیدل را از این به اصطلاح ذنب لایغفر منزّه نشان دهد، آرزو که از دو بار دیدارش با بیدل جز سردی و بیاعتنایی وی حاصلش نشده بوده، سعی دارد با استدلال عالمانه استادی وی را اثبات کند (سعید شفیعیون: متنشناسی ادب فارسی، ش۵/۷۵)