فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

صنفی

وضعیت: «در حال تأیید»
صنفی ‎sanfi‎
(صفت) (عودی) که از صَنف، که از شهرهای هندوستان است، به دست می‌آید.
ق۴. قامرون ملکیست بر مشرق هندوستان ... صنف‌ شهریست بزرگ و پادشاهی قامرونست، از وی عود صنفی خیزد (حدود العالم، ۶۴) ║ ق۵. عود هندی مختار است و خوش‌ترین بخوری است و پس از هندی صنفی و جامه را این نوع بویاتر دارد پس عود تر، خاییدن را این نوع خوش‌تر (تقویم الصحه، ۱۵۱) ║ ق۶. در هیچ چیز از انواع طیب آن تفاوت نیست که در عود است خاصه در هندی و در بوی آن و در نرخ آن. و این تفاوت تا حدی هست که برابر زر نیز باشد. چنانکه بوی آن را حد نیست قیمت آن همچنین است. و بر شش قسم است: هندی، قاقلی، قماری، صنفی، بنگالی، اشباه (عطرنامه، ۲۶۲) ║ ق۷. پس از هندی صنفی است، و بوی عود صنفی به قوّت زیادت باشد (ابوبکر کاسانی، ۱‏/۵۰۱‏) ║ ق۸. صفت ندّ دیگر خوب: وقیه[ای] عود هندی یا صنفی، و یک درم بنگ، و نیم درم چوب صندل مقاصری، و یک درم زعفران ریشه، و ... هریک را جدا بکوبند و ببیزند ... و یک شب بگذارد تا مختمر گردد و برسد (ابوالقاسم کاشانی، ۲۹۶)

معنی صنفی | فرهنگ جامع زبان فارسی