وضعیت: «تأییدشده»
ا۱۳ â
(ادات) معمولاً در پرسش و پاسخ یا گفتوگو به سومشخص مفرد و بهندرت جمع ماضی مطلق فعل گفتن اضافه میشود (این کاربرد تا قرن ششم هم در نثر و هم در نظم رایج بوده، اما پس از آن منحصر به نظم شدهاست).
ق۴. درِ خانه بزد. گفتند کیست؟ موسی گفتا منم غریبی (تفسیر طبری، ۴/۱۰۱۹) ║ ق۵. گفتند نیستید شما مگر آدمی مانند ما ... گفتندا خدای ما داند که ما سوی شما فرستادگانیم (قرآن پارس، ۱۸۸) ║ ق۶. یا عمر به خارستان هیچ بار گذر کردی؟ گفت کردم. گفتا چه کردی و چون رفتی در آن خارستان؟ گفتا متشمّر فراهم آمدم (میبدی، ۱/۵۵) ║ ق۷. چو او بشنود گفتا ای پسر زود / همه بگذار کار این است مقصود (زرتشت بهرام پژدو، ۲۳) ║ ق۸. گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید/ گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید (حافظ، ۱/۴۷۰) ║ ق۹. گفتم به دل که از سخن خوش چه خوشتر است / گفتا حدیث دوست که خوشتر ز شکّر است (صوفی هروی، ۳۱) ║ ق۱۰. خواست ایزد از دل سخت تو بنْماید مَثَل / با خلیل خویش گفتا کعبه را از سنگ ساز (نظیری، ۱۹۹) ║ ق۱۱. گفتم که نگاه کن خدا را / گفتا که خدا نگاه دارد (اسیر شهرستانی، ۲۴۳) ║ ق۱۲. گفتا عیان دهان من از خنده چون گُل است / گفتم که جای حرف و محل تأمل است (تأثیر، ۳۵۸) ║ ق۱۳. سؤالی شد ز جفر و رمل هم دید / بگفتا شادمان شو هست امید (قائممقام۲، ۲۷۰) ║ ق۱۴. چنین بود شدّاد از داستان / بگفتا که هستم خدای جهان (جیحونآبادی، ۱۳۱) ║ ۱۳۳۴ش. گفت چون دانی تو این؟ گفتا از آن / کآگهند از سرّ ما و از نهان (دهخدا۴، ۴۱)