وضعیت: «در حال ویراستاری»
عصیانگر osyângar,es-
(صفت) ۱. (کسی) که از حاکم زمان خود نافرمانی کرده و با او به مخالفت و دشمنی پرداختهاست.
۱۳۴۷ش. ما به خوبی سیمای مبارز و عصیانگر بابک و جاویدان را هم، که پیش از بابک به کوه زده بود، در چهرۀ مردانۀ کوراغلو میشناسیم (بهرنگی، ۲۸۱)
۲. (کسی) (که به قوانین و مقررات اجتماعی، سیاسی، مذهبی، فرهنگی و مانند اینها) معترض و منتقد است و برای اصلاح یا تغییر آنها میکوشد.
۱۳۴۸ش. گنون، که روحِ عصیانگرِ اروپا از بندِ این مدنیّت پول و کار و زور بود و به شرق گریخت، و چه هجرت بزرگ و عمیقی (شریعتی، ۳۷۲) ║ ۱۳۶۸ش. میرزا آقاخان شیوۀ بیانی مؤثر و طرز اندیشۀ عصیانگر داشت. در واقع عصیان روحی میرزا آقاخان، بر ضدّ جهل و اوهام ناشی از استبدادِ عصر، در تمام آثار او مجال ظهور یافت (زرّینکوب۲، ۶۰۱) ║ ۱۳۸۲ش. پدر و مادرانِ بسیار سختگیر یا جوانان لهشده به جامعه تحویل میدهند، که به نوعی بزرگ نشدهاند، یا جوانان عصیانگر با ویژگیهای ضدِّ اجتماعی (ایران۳، ش۲۷۲۹/۹)
۳. (کسی) که از فرمانهای الهی و دینی سرپیچی میکند؛ گناهکار.
۱۳۴۸ش. خدا از آدمهای قالبیِ رامِ خشکهمقدسِ یکبُعدی بدش میآید، اگرنه چرا فرشتههای مطیع ... را که ... یا در حالِ رکوعاند و یا در حالِ سجود، ... به پای آدمِ عصیانگرِ خطاکارِ خونریز میافکند؟ (شریعتی، ۵۴)
۴. خشمگین و عصبانی.
۱۳۶۳ش. شیرآهن ... راست ایستاد. با دستانی غرقه در خون و چشمانی دریده و عصیانگر (آقایی۱، ۴۸۶) ║ ۱۳۷۳ش. ابتدا باید تقصیرها را به گردن باد و اتصال برق انداخت و آنها را شماتت کرد و چون با این باد عصیانگر نمیتوان مقابله کرد، مقصر اصلی حادثه این برق لعنتی میماند (گل آقا۲، ۱۸) ║ ۱۳۷۷ش. فیلم به زندگی زوج جوانی در جریانِ تعطیلات میپردازد که با ورود ناگهانی جوانی عصیانگر و ستیزهجو به بحرانیترین نقطۀ زندگی مشترکشان میرسند (فیلم، ش۲۲۵/۱۴۱)