فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

وازاستادن

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
وازاستادن ‎vâzestâdan, -’estâdan‎
۱. (معمولاً با حرف اضافۀ ور) ← ایستادن‏۱۸.
ق۵. که به‌ شتاو می‌رفتید، وازنمی‌استادید ور یکی و پیغام‌بر می‌خواند شما را در وادم شما، تا پاداش دهد شما را اندهی‌ به‌ اندهی، تا انده نبرید ور آن بشد از شما و نی آن رسید به شما (قرآن قدس، ۱‏/۲۲‏)
۲. ← وازایستادن ‏۲، ایستادن‏۸.
ق۵. لم تنته: وازنه‌استی (قرآن ۲۰: فرهنگنامۀ قرآنی، ۲‏/۵۶۴‏)

معنی وازاستادن | فرهنگ جامع زبان فارسی