فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

خراط

وضعیت: «در دست پیشه و صنعت»
خراط ‎xarrâti‎ [جمع: خراطان]
(صفت، اسم) کسی که کار و شغل او خراطی است.
ق۵. چراست که لاجورد را که اندر آتش بری سیاه گردد تا بدان‌سبب خراطان و اصحاب صناعت که به آتش کار کنند بدل او نیل به‌کار برند (قراضه، ۵۲) ║ ق۷. پس به خرّاط خویش را بسپار/ تا یکی‌گو شوی اگر آنی (مولوی۱، ۷‏/۴۰‏) ║ ق۸. چو دست قدرت خرّاط حقّة مینا/ فشاند، بر رخ کافور عنبر سارا ـ مشعبد فلک اززیر حقّه پیدا کرد/ هزار بیدق سیمین به دست سِحرنما (عبید، ۷) ║ ق۱۰. چون ابومسلم به خانه اندرون آمد، ابوطاهر صیقل‌گر را دید و ابوجعفر گل‌کار و ابوعلی خراط و اسحق دبّاغ و محمّد حلّاج و حمید عطّار، و مسیح موتاو، و محتاج کلّه‌پز، و یحیی صبّاغ و محمد شَعرباف، و خلیل خبّاز، وابوسعید ابریشم‌فروش، و ابوالفضل قصّاب، و ابونصر چوب‌تراش (ابومسلم‌نامه، ۱‏/۶۵۸‏) ║ ق۱۱. آن ماه‌روی خرّاط در هر کجا که باشد/ روزی هزار عاشق از چوب می‌تراشد {وحید قزوینی، ق۱۱} (شهرآشوب، ۲۴۷) ║ ق۱۳. در همین کارخانه چندین جا و مکان ساخته‌اند که این اسباب چرخ‌ها و آلت‌ها و افزارهایی دارند که هرگاه عیبی و نقصی به‌هم رسانَد حداد و نجار و خراط در آن‌جا متوجة این عمل باشند و بلاتأمل به دست آن‌ها داده تعمیر نموده تسلیم نمایند (علوی شیرازی، ۲۲۵) ║ ق۱۴. هر صنف از اصناف را اسباب و آلات برای ترقّی و اجرای وظیفة خود لازم است. چنان‌چه خیاط را مقراض و سوزن، خراط را تیشه و ارّه، همان قِسم مملکت‌داری و لشکرآرایی را امروز مدرسة فنون متداوله حالیّه... لازم است (مراغه​ای، ۳۹۳) ║ ۱۳۱۱ش. احصائیه کل نفوس نسبت به مشاغل، انواع مشاغل، مواد چوبی، نجاری و خراطی، خراط، نجار، اره‌کش، قالب‌تراش، پاشنه‌ساز، تارساز، قالب‌ساز، گاری‌ساز، بشکه‌ساز (سرشماری، ۱۰۶) ║ ۱۳۵۱ش. جریان را که تعریف کردم، خندید و گفت: بَهْ! گولت زده! این مرد مدتی است هزار تومن بابت قسط زمینش بده‌کاره به این‌دروآن‌در می‌زنه که قسط عقب‌افتاده‌اش را بده چند وقتی هم هست که شده خراط دوره‌گرد. خیال کرده که تو پول داری خواسته تیغت بزنه (درویشیان۲، ۶۶) ║ ۱۳۸۲ش. کار صیقل را با صدف حلزون یا چوب محکمی که خراط آن را برای پرداخت ساخته‌است انجام دِه که نتیجة کار با آن‌ها بسیار خوب خواهد بود. (فن جلدسازی و طلاکاری) (سید عبدالله انوار: نامۀ بهارستان، ش۷-۸‏/۱۲‏) ║ ۱۳۹۷ش. خراطان هنرمند گیلانی با تراشیدن چوب افرا، ون، ملج و گردو دست‌ساخته‌هایی تولید می‌کنند که علاوه بر زیبایی از کیفیت مطلوبی برخوردار است (خبرگزاری جمهوری اسلامی: اینترنت)

معنی خراط | فرهنگ جامع زبان فارسی