فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

نام‌شکستگی

وضعیت: «در حال ویراستاری»
نام‌شکستگی ‎nâmšekastegi‎
(اسم) (درمورد چیزی) موقعیت آن به‌طوری که اعتبار و منزلتش از بین رفته یا خدشه‌دار شده‌است؛ بدنام؛ گمنام (براساس شیوه‌نامه به علت تک‌شاهدی بودن قابلیت مدخل شدن را ندارد. در پیکره و نورلایب و نورمگز شاهد دیگری یافت نشد. اما با توجه به مداخل «نام‌شکسته» و «نام کسی شکستن» به نظر می‌رسد که لازم است بیاید).
ق۶. می تا نشکست روی اوباش / در نام‌شکستگی نشد فاش (نظامی۴، ۱۹۱)

معنی نام‌شکستگی | فرهنگ جامع زبان فارسی