فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

هزاراسپند

وضعیت: «در حال اصلاحات ویراستاری»
هزاراسپند ‎hezârespand, ha-‎ [گونۀ دیگرِ هزاراسفند]
(گیاه‌شناسی کهن) ← اسفند۱‏۳.
ق۶. تدبیر زنی که جنین از وی ناپرورده جدا شود... پنیرمایهٔ خرگوش پیش از مجامعت برداشتن سود دارد. و از پس اسقاط، مُقل و هزاراسپند و سَعتر و خردل سپید دود کردن سود دارد (جرجانی۲، ۲‏/۷۷۰‏) ║ ق۱۰. دواء خطایف: ... تخم کرفس، انیسون، نانخواه، هزاراسپند، دارچینی ... مازوی سیزده عدد، کوفته و بیخته به عسل بسرشند و استعمال نمایند (حسینی شفایی: قرابادین، ۸۵؛ نرم‌افزار جامع طب) ║ ق۱۲. صفت حبی که باد بشکند: تخم کرفس، انیسون، هزاراسپند ... از هریک سه درم؛ ... سکبینج و مقل را در آب بادیان و مانند آن بگذارند و باقی ادویه [را] کوفته و بیخته در او آمیزند و حب سازند (ارزانی: طب اکبری، ۲‏/۹۲۷؛ نرم‌افزار جامع طب‏) ║ ق۱۳. تریاقی که گزیدن همۀ جانوران... را مفید است: شونیز، تخم هزاراسپند ... کوفته، بیخته، به عسل آمیزند و شربتی [هم‌راه با] مقداری باقلی رومی اندر شراب دهند (نوری، ۳‏/۱۷۸‏)

معنی هزاراسپند | فرهنگ جامع زبان فارسی