فرهنگ جامع زبان فارسیفرهنگستان زبان و ادب فارسی

شدیداً

وضعیت: «در حال ویراستاری»
شدیداً ‎šadidan‎
به‌ شدت.
ق۱۴. دیشب شدیداً مست بود (گزارش نظمیه، ۱‏/۲۴۴‏) ║ ۱۳۲۱ش. درنتیجه شاه، وزیر عدلیه را احضار کرده و امر اکید صادر نمود که متهّمین باید شدیداً مجازات شوند (علوی۱، ۱۷۲) ║ ۱۳۶۰ش. مسألۀ کردستان عراق ... مدّت‌های مدیدی حل‌نشده باقی ماند و روابط ملّی را شدیداً تیره ساخت (پرویز علوی، ۱۵۷) ║ ۱۳۸۲ش. جوّ انقلابی شدیداً بر کشور حاکم بود ... توده‌ای‌ها، مجاهدین، چریک‌های فدایی ... حزب‌اللهی‌ها و ده‌ها تیره و طایفه فعال بودند (جعفری، ۲‏/۹۹۹‏)

معنی شدیداً | فرهنگ جامع زبان فارسی